profile - پژوهشکده دانشگاه
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸگاه رازی
پردیس دانشگاه
زینب چقاکبودی
استادیار / پژوهشکده های دانشگاه / مرتبط با دانشکده کشاورزی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| بهنژادی گیاهی کاربردی | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تکثیر درون شیشه ای بادمجان تخم مرغی(solanum melongena L) به روش باززایی مستقیم و غیر مستقیم
شکوفه عبدی 1404چکیده بادمجان تخممرغی (Solanum melongena L.) از سبزیجات مهم خانوادهی Solanaceae است که در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری کشت میشود و از نظر اقتصادی، غذایی و دارویی اهمیت ویژهای دارد. روشهای سنتی تکثیر گیاهان بهدلیل زمانبر بودن، وابستگی به شرایط محیطی و محدودیت در حفظ تنوع ژنتیکی، کارایی محدودی دارند؛ ازاینرو استفاده از روشهای نوین کشت بافت بهمنظور تکثیر سریع و یکنواخت گیاهان ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی باززایی مستقیم و غیرمستقیم بادمجان تخممرغی و بهینهسازی ترکیب تنظیمکنندههای رشد گیاهی در شرایط درونشیشهای انجام شد. آزمایشها در آزمایشگاه کشت بافت گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، در قالب طرح کاملاً تصادفی (CRD) و بهصورت فاکتوریل با سه تکرار اجرا گردید. در این تحقیق از سه نوع ریزنمونه شامل برگ حقیقی، کوتیلدون و هیپوکتیل در محیط پایه MS با غلظتهای مختلف تنظیمکنندههای رشد گیاهی BAP،IBA و GA3 استفاده شد. نتایج نشان داد که بهترین القای کالوس در ترکیب تیماری 5/0 میلیگرم بر لیتر BAP همراه با یک میلی گرم بر لیتر IBA در ریزنمونه هیپوکتیل حاصل شد. تجزیه واریانس دادهها نشان داد اثر نوع ریزنمونه، غلظت تنظیمکنندههای رشد و اثر متقابل آنها بر صفات درصد کالوسدهی، وزن تر و خشک، طول، عرض و ارتفاع کالوس در سطح یک درصد معنیدار بود. در باززایی مستقیم، بیشترین درصد باززایی و تعداد نوساقه از ریزنمونه برگ در محیط دارای پنج میلیگرم بر لیتر BAP بهدست آمد. در مرحله ریشهزایی نیز بیشترین درصد و طول ریشه در محیط فاقد IBA مشاهده شد. گیاهچههای باززاییشده پس از انتقال به محیط خاکی گلخانه با موفقیت سازگار شدند و رشد طبیعی نشان دادند. بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که انتخاب صحیح ریزنمونه و غلظت مناسب تنظیمکنندههای رشد گیاهی نقش تعیینکنندهای در بهبود باززایی درونشیشهای بادمجان تخممرغی دارد. یافتههای این تحقیق میتواند بهعنوان پایهای برای تولید انبوه گیاهان سالم، حفظ ژرمپلاسم و اجرای برنامههای اصلاح نباتات در این گونه ارزشمند مورد استفاده قرار گیرد. کلیدواژهها: بادمجان تخممرغی، باززایی مستقیم و غیرمستقیم، تنظیمکنندههای رشد گیاهی، کالوسزایی، کشت بافت گیاهی.
-
واکنش ژنوتیپ های یولاف دانه ای به تنش کم آبی پایان فصل
راضیه جمشیدی 1404 -
تاثیر تنظیم کننده های رشد گیاهی و نوع ریزنمونه بر القاء کالوس و باززایی گیاه دارویی زرین گیاه
لیلا جلیلی 1404 -
ارزیابی خصوصیات علوفه ای و ترکیبات شیمیایی ژنوتیپ های یولاف علوفه ای
پریوش عزیزی 1404خانواده گندمیان نقش مهمی در تغذیه انسان و دام دارند. یولاف بهعنوان یک غله و علوفه با کیفیت بالا اهمیت ویژهای دارد. افزایش تولید علوفه بهدلیل تقاضای دام و محدودیت منابع نیاز میشود. بررسی تنوع مورفولوژیک، فنولوژیک، خصوصیات علوفهای و شیمیایی40 ژنوتیپ یولاف هگزاپلوئید، به هدف دستیابی به ژنوتیپی با خصوصیات علوفهای و زراعی مناسب در سال زراعی 1402 – 1401 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی واقع در استان کرمانشاه انجام شد. طرح آزمایشی به صورت بلوک¬های کامل تصادفی با 40 تیمار شامل ژنوتیپهای انتخاب شده علوفهای از آزمایشات قبلی در سه تکرار اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس تفاوت معنیدار در تمام صفات بهجز ارتفاع گیاه را نشان داد. ژنوتیپهای، RYHTI، CHINESE، HOUDAN و STORMONT IRISدر صفات کمی نظیر وزن علوفه تَر، شاخص برداشت، عملکرد دانه، تعداد خوشه و عملکرد کاه برتری داشتند، در حالی که ژنوتیپهای، JARLE، RUBIDA، VENTURA و ALASKA به واسطه ویژگیهای کیفی نظیر محتوای خاکستر، درصد چربی خام، درصد پروتئین خام و درصد فیبر خام متمایز شدند. از نظر فنولوژیک، ژنوتیپ KENT بهعنوان زودرستترین و ژنوتیپ SUPPORT بهعنوان دیررسترین معرفی شدند که بهترتیب برای مناطق با فصل رشد کوتاه و طولانی مناسب هستند. نتایج تجزیه خوشهای نیز تاییدکننده یافتههای مقایسه میانگین بوده و ژنوتیپهای JARLE و FORWARD و همچنین ACACIA و CHINESE را از نظر مجموعهای از صفات زراعی و کیفی برتر معرفی کرد. بررسی همبستگی صفات نشان داد که برخی صفات کمی با صفات کیفی همبستگی منفی داشته و در مقابل میان برخی صفات کیفی همبستگی مثبت وجود دارد که بیانگر تمرکز ژنوتیپها بر یک گروه از صفات است. در نهایت، با استفاده از شاخص انتخاب ژنوتیپ ایدهآل، ژنوتیپ ACACIA بهعنوان ژنوتیپ برتر برای ادامه برنامههای اصلاحی معرفی گردید. کلیدواژهها: تجزیه مولفه اصلی، تجزیه خوشهای، پروتئین خام، شاخص انتخاب ژنوتیپ، عصاره اتری.
-
تخلیص و تعیین ویژگی دیاتوم از جمعیت جلبکی با استفاده از اکتانون
زهره حیدری 1404 -
اثر نانوذرات اکسید آهن و آهن سیلیکا بر خصوصیات جوانه زنی و رشدی گیاه کاملینا در شرایط In vitro وIn vivo
بهنوش محمدرحیمی 1403چکیده عنصر آهن یکی از مواد ریزمغذی ضروری برای ادامه حیات گیاهان است، به گونهای که در سنتز کلروفیل، حفظ ساختار و عملکرد کلروپلاست ضروری است. این ریزمغذی بهعنوان جزئی از، آنزیمهای حیاتی مانند سیتوکرومهای زنجیره انتقال الکترون عمل میکند. به سبب انحلال پذیری و قابلیت جذب نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا در گیاهان، میتوانند به عنوان یک نانوکود موثر در رشد گیاهان مورد استفاده قرار گیرند. در تحقیق حاضر نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا به عنوان یک نانوکود بر خصوصیات جوانهزنی و رشدی رقم سهیل گیاه کاملینا در قالب طرح کاملا تصادفی (CRD) با 3 تکرار در شرایط in vivo و in vitro مورد ارزیابی قرار گرفت. سنتز نانوذرات اکسیدآهن به روش همرسوبی و نانوذرات اکسیدآهن سیلیکا به روش سلژل انجام شد. آنالیزهای مشخصه یابی مختلف (SEM،EDX ، FTIR، DLS و Zeta.potential) در تایید سنتز موثر نانوذرات انجام شد. صفات جوانهزنی شامل درصد جوانهزنی، طول ریشچه، طول ساقچه، تعداد برگ اصلی و فاصلهی برگ اصلی از برگ لپهای و صفات رشدی شامل تعداد روز تا غنچهدهی، تعداد روز تا تولید خورجینک، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، تعداد خورجینک در ساقه اصلی، تعداد خورجینک در ساقه فرعی، تعداد خورجینک در بوته، تعداد شاخهی فرعی در بوته و تعداد دانه در هر خورجینک اندازه گیری شد. پس از تیمار بذور گیاه کاملینا با غلظتهای متفاوت نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا (20 الی 100 میلی گرم بر لیتر) به روش نانوپرایمینگ و کشت بذر درمحیط MS به مدت یک هفته درصد جوانهزنی این بذور اندازهگیری شد. نتایج حاکی از افزایش درصد جوانهزنی بذور بر اثر تیمار با نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا تا غلظت mg/L 100 در هر دو شریط in vivo و in vitroبود. در گیاه کاملینا بیشینه طول ریشهچه در غلظت mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن نسبت به حالت کنترل مشاهده شد. اثر بازدارنده غلظت های بالا نانوذرات اکسیدآهن سیلیکا بر رشد ریشهچه های نیز مشاهده شد به طوری که در غلظت mg/L 20 کمترین رشد ریشهچه ها مشاهده شد بر طبق نتایج این پژوهش تیمار نانوپرایمینگ بذر کاملینا در شرایط in vivo تا غلظت mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن و تا غلظتmg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا اثر مثبت بر غنچهدهی داشته. تولید خورجینک در ساقه اصلی غلظت های پایین تا mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا و در ساقه فرعی غلظت های پایین تا mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن بهترین عملکرد را داشتند. تولید دانه در گیاه کاملینا نیز در غلظت های پایین تا mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا و mg/L 40 نانوذره اکسیدآهن بهترین عملکرد را داشتند. تولید شاخه فرعی وتعداد خورجینک در آن به ترتیب تا غلظت mg/L 20 نانوذره اکسیدآهن و mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا اثر افزایشی را داشتند. نتایج این تحقیق نشان داد غلظت های 20 الی mg/L 80 نانوذره اکسیدآهن و 20 الی mg/L 60 نانوذره اکسیدآهن سیلیکا در گیاه کاملینا قابلیت استفاده به عنوان نانوکود را دارا می باشد . نتایج این تحقیق نشان میدهد که نانوذرات اکسیدآهن و اکسیدآهن سیلیکا میتوانند بهعنوان نانوکودهای موثر در بهبود جوانهزنی و رشد گیاه کاملینا عمل کنند. با توجه به افزایش درصد جوانهزنی و بهبود صفات رشدی در غلظتهای مشخص، این نانوذرات نه تنها به تقویت عملکرد گیاه کمک میکنند، بلکه میتوانند بهعنوان گزینهای پایدار و کارآمد در کشاورزی مدرن مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، اثرات منفی غلظتهای بالای این نانوذرات بر رشد ریشهچهها نشاندهنده نیاز به دقت در تعیین غلظتهای بهینه برای دستیابی به بهترین نتایج است. در نهایت، این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای تحقیقات آتی در زمینه کاربرد نانوکودها در کشاورزی باشد و راهکارهایی برای افزایش بهرهوری محصولات زراعی ارائه دهد. کلیدواژه ها: نانوکود، اکسیدآهن، کاملینا، اکسیدآهن سیلیکا، نانوپرایمینگ
-
ساخت نانوذرات فیتوزومی بارگیری شده با هسپریدین به منظور بررسی اثر آن بر پیری پوست
نیلوفر امیدی 1403 -
بررسی ویژگی های اگرومورفولوژیک و بیوشیمیایی و مولکولی لاین های هاپلوئید مضاعف شده کاملینا
زینب صالحی 1402کاملینا (Camelina sativa L.) گیاهی روغنی- دارویی، گلدار یک ساله از خانواده براسیکاسه (Brassicaceae) میباشد که نیاز آبی و کودی نسبتاً پایین و سازگاری قابل توجهی با شرایط نامساعد محیطی مانند سرما و خشکی دارد. اما این محصول با وجود اهمیت بالایی که دارد، در ایران یک گیاه جدید محسوب میشود و نیازمند مطالعه و توجه بیشتر است. در این تحقیق 18 لاین هاپلویید مضاعف کاملینا بههمراه رقم سهیل از نظر ویژگیهای زراعی و بیوشیمیایی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات زراعی شامل ارتفاع بوته، تعداد شاخههای فرعی، تعداد خورجینک در شاخه فرعی و اصلی، تعداد بذر در خورجینک، وزن هزار دانه و زیست توده و ویژگیهای بیوشیمیایی شامل میزان اسیدهای چرب لاینهای مورد مطالعه با روش GC-MS اندازهگیری شد. نتایج تجزیه واریانس دادههای مورفولوژیک و اسیدهای چرب نشاندهنده تفاوت معنیدار میان لاینها، از نظر تمام صفات مورد بررسی بود که حاکی از وجود تنوع بین لاینها است. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای به روش UPGMA و مربع فاصله اقلیدسی مبتنی بر صفات مورفولوژیک و اسیدهای چرب، لاینها را به ترتیب به دو و سه گروه تقسیم کرد. بهمنظور بررسی تنوع مولکولی، لاینهای هاپلوئید مضاعفشده کاملینا، با بهکارگیری 15 آغازگر رتروترانسپوزون I مورد مطالعه قرار گرفتند که 14 آغازگر چندشکلی مناسب نشان دادند و نوارهای واضح و قابل امتیازدهی تولید کردند. آغازگرها در مجموع 325 نوار تولید کردند که 83 مورد از آنها چند شکل بودند. میانگین تعداد قطعات تکثیر شده 21/23 بود و آغازگرهای I (2076) و I (2271) با تولید 31 نوار بیشترین و آغازگر I (2226) با تولید 13 نوار کمترین تعداد نوار را ایجاد کردند. متوسط نوارهای چند شکل برای هر آغازگر 93/5 عدد بود و میانگین درصد چند شکلی (PP) آغازگرها 41/25درصد بود. در مجموع آغازگرهای I (2076) ، I (2237) و I (2239) با دارا بودن مقادیر بالای تعداد نوار چندشکل، درصد چندشکلی، شاخص نشانگری، نسبت چندشکلی موثر، قدرت تفکیک و محتوای اطلاعاتی چندشکل، بیشترین کارایی را در تمایز لاینها داشتند و به عنوان آغازگرهای آگاهی بخش معرفی شدند. پس از بررسی ماتریس تشابه ژنتیکی جاکارد بر اساس نشانگر I ، دامنه تغییرات تشابه ژنتیکی لاینها از 4/0 تا 9/0 متغیر محاسبه گردید. خوشهبندی براساس ضریب تشابه جاکارد، لاینها را در چهار گروه اصلی جای داد. طبق تجزیه به مختصات اصلی، دو مولفه اصلی اول در مجموع 08/32درصد از تغییرات را توجیه نمودند که نمایانگر پوشش تقریباً مناسب نشانگرها در سطح ژنوم بود. با توجه به نتایج حاصل از تجزیه به مولفههای اصلی، لاینها در پنج گروه قرار گرفتند. نتایج بهدست آمده از آزمون مانتل برای دادههای مولکولی و مورفولوژیک نشاندهنده وجود همبستگی مثبت و معنیدار بین دو ماتریس بود و در واقع میتوان گفت، تنوع موجود در سطح مزرعه، تنوع موجود در سطح دادههای مولکولی را تایید کرد. اما ماتریس تشابه حاصل از دادههای مولکولی و اسیدهای چرب و همچنین ماتریس تشابه بهدست آمده از دادههای مورفولوژیک و اسیدهای چرب، عدم معنیدار بودن آنها را نشان داد. بنابراین به نظر میرسد که نشانگر I ، یک نشانگر مناسب جهت بررسی تنوع ژنتیکی در گیاه کاملینا میباشد و همچنین میتوان تنوع مشاهده شده در میان لاینها را در برنامههای اصلاحی گیاه کاملینا برای تولید ارقامی با خصوصیات مطلوب به کار گرفت.
-
مطالعه فون و تنوع زیستی بال¬ریشکداران (Insecta: Thysanoptera) مراتع شهرستان جوانرود، استان کرمانشاه
آرزو مرادی 1402در این پژوهش نمونه برداری پی در پی از گونه های مختلف تریپس در سه مرتع مهم جوانرود (استان کرمانشاه) انجام شد. این مراتع شامل ده سرخ (1500 متر)، ماساندر ( متر1370) و گنداب (1270 متر) بودند. نمونه برداری از طریق تکاندن گیاهان مشترک بین سه مرتع به داخل سینی سفید به صورت هفتگی انجام گرفت. گیاهان مشابه سه سایت نمونه برداری شامل گونه های خردل وحشی (Sinapis arvensis)، یولاف (Avena fatua L)، بابونه (Matricaria chamomilla L)، کیسه کشیش (Capsella bursapastoris) و جودره (Hordeum spontaneum) بودند. نتایج نشان داد از بین تعداد کل 10503 نمونه جمع آوری شده از مراتع سه گانه جوانرود 18 گونه تریپس متعلق به چهار خانواده شامل Aeolothripidae (چهار گونه) ، Melanthripidae (یک گونه) ، Thripidae(9 گونه) و hlaeothripidae (چهار گونه) روی پنج گونه گیاهی فراوان شناسایی شد. از بین این 18 گونه چهار گونه غالب منطقه شامل گونه های Rhipidiothrips brunneus، Melanthrips knechteli، Thrips meridionalis (Priesner و Haplothrips reuteri (Karny) بودند. نتایج آنالیز تنوع زیستی براساس شاخص های مهم مانند شانون-وینر و سیمسون نشان داد بین سه مرتع از نظر تنوع زیستی اختلاف وجود دارد. براساس هر دو شاخص شانون (2.76) و سیمسون (0.93) بیشترین تنوع کلی گونههای تریپس در مرتع گنداب میباشد. دو مرتع ده سرخ و ماساندر دارای تنوع گونه ای تقریبا مشابهی می باشند. شاخص یکنواختی پیلو یا Equitability برای گنداب (0.95) و ده سرخ (0.92) بالاتر از ماساندر (0.90) بود. نتایج آزمون تحلیل مولفههای اصلی (Principal Component Analysis) نشان داد تمایل به پراکندگی گونه های تریپس در بین مناطق سه گانه بایکدیگر متفاوت هستند. شاخص مشابهت گونه ها براساس ضریب چکانووسکی نشان داد بیشترین ترکیب گونه ای یکسان بین مراتع ده سرخ و ماساندر میباشد که از نظر ارتفاع از سطح دریا به همدیگر نزدیکتر هستند. شاخص تنوع زیستی شانون-وینر نشان داد بیشترین تنوع زیستی گونه های تریپس در مراتع ده سرخ به ترتیب روی گیاهان یولاف (2.69) جودره (67/2) و خردل وحشی (2.43)، می باشد. براساس شاخص سیمسون بیشترین تنوع گونههای تریپس در مرتع ده سرخ روی گیاهان یولاف (0.92) جودره (0.92) میباشد. از طرفی با توجه به اینکه کمترین شاخص تنوع سیمسون ثبت شده روی بقیه گیاهان در دامنه بین 0.81 تا 0.88 بود. بنابراین همه پنج گیاه منتخب گیاهان میزبان مهمی برای تریپس های جمع آوری شده هستند ولی گیاهان یولاف ، جودره و خردل وحشی گیاهان کلیدی تر در ارتباط با تنوع زیستی گونه ها مختلف تریپس در ده سرخ میباشند. بالاترین شاخص یکنواختی پیلو در ده سرخ روی کیسه کشیش (0.95)، در ماساندر روی جودره (0.95) و کیسه کشیش (0.95) و در گنداب روی یولاف (0.96) و جودره (0.96) بود. در هر سه مرتع بالاترین ظرفیت محیطی در ارتباط با گونه های متععدد تریپس مربوط به گیاه خردل وحشی بود. نتایج آزمون شاخص مشابهت (Similarity Index)گونه های تریپس روی گیاهان میزبان منتخب براساس روش PCA و مقیاس NMDS [1] در سه مرتع مورد نمونه برداری نشان داد گونه های Rhipidiothrips brunneus William و Frankliniella intonsa (Trybom) در مرتع ده سرخ فراوانی بالاتری روی یولاف داشته و گونه های Rhipidiothrips brunneus، Frankliniella intonsa ، Thrips meridionalis (Priesner و Haplothrips reuteri (Karny) گونه هایی با فراوانی یکسان در روی گیاهان خردل ، جو دره و یولاف دیده می شوند. ولی گونه Melanthrips knechteli Priesner در روی همه گیاهان از نظر فراوانی بالا و ترکیب مشابه می باشد مابقی گونه ها از نظر فراوانی کمتر ولی با یک شاخص مشابهت یکسان و تقریبا در نزدیک هم قرار گرفته اند. لغات کلیدی
-
طراحی آغازگرهای اختصاصی گونه برای شناسایی مولکولی Paecilomyces formosus، عامل بیماری سرخشکیدگی درختان در جنگل¬های استان های کرمانشاه و ایلام
طاها رستمی 1402چکیده شناسایی دقیق گونه های میزبان برای تشخیص بیماری و اتخاذ استراتژی صحیح مدیریت بیماری بسیار مهم است. گونه Paecilomyces formosus، عامل سرخشکیدگی و زوال بلوط، تهدیدی نوظهور است که ممکن است در آینده جنگل های زاگرس ایران را در معرض خطر جدی قرار دهد. در این مطالعه از واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو با جفت آغازگرهای اختصاصی PaMF و PaMR طراحی شده از مقایسه توالی های نوکلئوتیدی ناحیه نسخه برداری شده داخلی DNA ریبوزومی هسته ای ITS گونه formosus .P و سایر آرایه های نزدیک، برای تشخیص این گونه استفاده شد. برای این منظور نمونه برداری از درختان جنگلی با علائم سرخشکیدگی در دو استان کرمانشاه و ایلام صورت گرفت. جدایه های Paecilomyces با استفاده از ویژگی های ریخت شناختی، تولید اسید روی محیط کشت کراتین سوکروز آگار و توالی یابی ناحیه rDNA-ITS و قسمتی از ژن بتاتوبولین شناسایی گردیدند. با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو، باند ??? جفت بازی منحصراً از DNA ژنومی formosus .P تکثیر شد و هیچ باندی برای سایر گونه ها و از جمله گونه variotii .P مشاهده نشد. روش واکنش زنجیرهای پلیمراز تودرتو میتواند ?00 پیکوگرم از DNA ژنومی .P formosus را ردیابی کند. شصت درخت از هفت منطقه درجنگل های زاگرس با علائم سرخشکیدگی مورد ارزیابی قرار گرفت این اولین گزارش از بیماریزایی P. formosus در درختان Paliurus spina-christi است. علاوه بر این، شدت بیماری بر روی 13 گونه درختی در سه دمای مختلف 15، 25 و 35 درجه سانتی گراد مورد سنجش قرار گرفت. شدت بیماری ناشی از همه جدایهها روی شاخههای جدا شده در دمای 35 درجه سانتیگراد بیشتر از 15 و 25 درجه سانتیگراد بود. این مطالعه محدوده میزبان این پاتوژن را ارائه میکند و نشان میدهد که این میزبانهای بالقوه در دماهای بالا مستعد ابتلا به این بیماریزا هستند که درختان جنگلی در دهههای اخیر تجربه کردهاند.
-
بررسی اثر تغذیه خوراک کاملا مخلوط (TMR) با سطوح مختلف علوفه بر عملکرد رشد و فراسنجه های خونی در گوساله های شیرخوار هلشتاین
احمدرضا عباسی 1402 -
بررسی اثر مدیریت های مختلف کودی بر غلظت نیترات برخی سبزیجات در شرایط گلخانه ای
سهراب تژدان 1401چکیده: نیترات یک شکل طبیعی از نیتروژن و بخش جداییناپذیر از چرخه نیتروژن در محیط زیست است. مصرف بیش از اندازه کودهای شیمیایی و آلی، آبشویی نیترات از خاک و تجمع آن در محصولات کشاورزی یکی از مشکلات زیستمحیطی مهم جوامع امروزی است. به دلیل اثرات سوء نیترات بر سلامتی انسان، امروزه به تجمع این یون در سبزیجات توجه زیادی شده است. در این مطالعه اثر سطوح مختلف کود شیمیایی (اوره) و آلی (بخش جامد بیوگاز،کود دامی، کمپوست زباله شهری) بر تجمع نیترات در خاک، سه نوع سبزی شاهی، جعفری و ریحان سبز و همچنین میزان آبشویی نیترات از خاک بصورت هفتگی در 6 هفته بررسی شد و طول ساقه، ریشه و وزن گیاه ریحان، جعفری و شاهی در تیمارهای شاهد و کودهای اوره، بیوگاز، کود دامی و کمپوست زباله شهری اندازهگیری شد. تجزیه واریانس دادهها با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار در شرایط گلخانه انجام گرفت. مقایسه میانگین با استفاده از آزمون دانکن در نرمافزار انجام شد. غلظت نیترات در گیاه ریحان در تیمارهای شاهد، کمپوست زباله شهری، اوره، کوددامی و بیوگاز به ترتیب 68/147، 30/237، 66/278 ، 23/512 و 45/883 میلیگرم بر کیلوگرم وزن خشک و در گیاه جعفری به ترتیب 49/131، 74/750، 84/720، 26/622 و 31/311 میلیگرم بر کیلوگرم وزن خشک بود. این مقادیر در گیاه شاهی به ترتیب 172، 42/165، 99/166، 57/128 و 43/160 میلیگرم بر کیلوگرم وزن خشک اندازهگیری شد. غلظت این آنیون در خاکهای تحت کشت ریحان در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 11/48، 88/63، 45/75، 35/75 و 16/54 میلیگرم بر کیلوگرم وزن خشک و در خاک تحت کشت گیاه جعفری به ترتیب 02/39، 49/126، 96/71، 46/79 و 06/51 میلیگرم بر کیلوگرم و در خاک تحت کشت شاهی به ترتیب 02/39، 80/33، 52/31، 21/27 و 02/34 میلیگرم بر کیلوگرم بود. غلظت نیترات در زهآب خروجی از خاکها در هر سه گیاه ریحان، جعفری و شاهی در هفته اول بیشترین مقدار و با افزایش دفعات آبیاری از مقدار آن کاسته شد. در هفته نخست در زهآب خروجی از خاک تحت کشت ریحان غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره 11/1، 95/44، 35/17، 76/36 و 45/32 میلیگرم بر لیتر بود که در هفته ششم به ترتیب به 7/1، 2/3، 37/4، 1/6 و 6/3 میلیگرم بر لیتر رسید. در زهآب خروجی از خاک تحت کشت جعفری در هفته نخست غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 06/17، 23/48، 49/36، 92/17 و 44/40 میلیگرم بر لیتر بود که در هفته ششم به ترتیب به 36/0، 11/0، 14/0، 05/0 و 17/0 میلیگرم بر لیتر اندازهگیری شد. غلظت این آنیون در زهآب خروجی از خاک تحت کشت شاهی در هفته نخست غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 10/1، 16/51، 13/28، 34/29 و 23/38 میلیگرم بر لیتر بود که در هفته آخر از پژوهش به 36/0، 11/0، 14/0، 05/0 و 2/0 میلیگرم بر لیتر رسید. نتایج نشان داد که غلظت نیترات در استفاده از کود اوره در هیچ یک از سه سبزی مورد مطالعه از تیمارهای کود آلی بیشتر نبود. همچنین در این پژوهش با استفاده از تیمارهای کود آلی به خصوص تیمار بیوگاز میزان آبشویی نیترات از خاک بیشتر از تیمار کود اوره بود.
-
پاسخ لاین های کاملینا به تنش شوری در شرایط درون شیشه ای و گلخانه
حسن فیضی پسند 1399 -
اثر ترکیب محیط کشت بر القاء کالوس و باززایی گیاه دارویی ماکا (Lepidium meyenii)
عاطفه فهیمی فر 1398 -
انتقال سازه حاوی ژن GME کیوی به گیاه کاهو (Lactuca sativa L. )
بهناز آقایانی 1398کاهو به دلیل سازگاری با کشت بافت و انتقال پایدار ژن، یک گیاه مدل برای پژوهشهای علوم بیوتکنولوژی محسوب میگردد. در فرآیند انتقال ژن جهت دستیابی به گیاه تراریخته، اولین قدم بهینهسازی کشت بافت است تا در حداقل زمان ممکن بتوان گیاه را باززا نمود. ژنGDP-mannose-3´,5´-epimerase (GME) یکی از ژنهای کلیدیِ مسیر بیوسنتز ویتامین ث در گیاهان میباشد. در این تحقیق این ژن که از منبع کیوی جداسازی شده است به گیاه کاهو منتقل شد. بهمنظور انتقال ژن GME به کاهو ابتدا کشت بافت آن بهینه و سپس اقدام به انتقال ژن گردید. بهمنظور بهینهسازی کشت بافت کاهو آزمایشهایی جهت بررسی میزان کالوسزایی و باززایی غیرمستقیم با استفاده از اثرات نوع ریز نمونه (لپه و برگهای حقیقی) و 16 ترکیب تنظیم کننده رشد مختلف شامل غلظتهای 1/0، 02/0، 05/0 و 04/0 میلیگرم بر لیتر نفتالین استیک اسید و غلظتهای 1/0، 2/0، 4/0 و 6/0 میلیگرم بر لیتر بنزیل آمینوپورین و جهت بررسی باززایی مستقیم هم، اثرات نوع ریز نمونه و شش ترکیب تنظیم کننده رشد شامل غلظتهای 02/0 و 05/0 میلیگرم بر لیتر نفتالین استیک اسید و غلظتهای 2/0، 4/0 و 6/0 میلیگرم بر لیتر بنزیل آمینوپورین با سه تکرار به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرحِ کاملاً تصادفی انجام شدند. ازآنجاکه برای آزمایش باززایی مستقیم با تیمارهای ذکر شده نتیجهای حاصل نشد آنالیزی هم صورت نپذیرفت. نتایج حاصل از تجزیه واریانس آزمایش کالوسزایی و باززایی غیرمستقیم حاکی از آن است که اثرات متقابل نوع ریز نمونه و تنظیمکنندههای رشد BAP و NAA در صفات درصد کالوسزایی، درصد محتوای نسبی آب کالوس، رشد نسبی کالوس و درصد باززایی غیرمستقیم در سطح احتمال یک درصد معنیدار شدند. همچنین، نتایج حاصل از مقایسه میانگینها نشان داد که در ریز نمونههای برگ و لپه غلظتهای 1/0 میلیگرم بر لیتر BAP و 04/0 میلیگرم بر لیتر NAA بیشترین کالوسزایی و باززایی غیرمستقیم را به میزان 100 درصد داشتند. جهت انتقال ژن GME به این گیاه نیز آزمایشی با استفاده از رقم ستاره و سویه آگروباکتریوم (C58) روی دو نوع ریز نمونه (لپه و برگهای حقیقی) و با مدت زمان تلقیح دو و هشت دقیقه با سه تکرار به صورت فاکتوریل در قالب طرحِ کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج حاصل از آزمایش انتقال ژن به کاهو حضور سازه موردنظر (پلاسمید بیانی pBI121 حاوی ژن GME) را در گیاهان تراریخته تایید کرد. همچنین نشان داد که ریز نمونه برگهای حقیقی و مدت زمان تلقیح دو دقیقه با میزان 18 درصد تراریختی مناسبتر بودند. کلیدواژهها: تراریختی، کشت بافت، ویتامین ث، کاهو، GME
-
پاسخ به تنش کم آبی لاینهای کاملینا در شرایط درون شیشهای
معصومه قربانی 1398تنشها عامل مهمی در کاهش تولید محصولات کشاورزی هستند و تنش کم¬آبی یکی از مهمترین تنش¬ها است. گیاه دانه روغنی کاملینا(Camelina sativa L.)از خانواده براسیکاسه دارای خواص و کاربردهای فراوانی در صنعت، علوم دارویی، تغذیه انسان و دام و صنایع آرایشی- بهداشتی است. این گیاه به علت داشتن مزایایی از جمله نیاز کم به آب، نهادههای کشاورزی و سازگاری به تنش¬ها ازجمله سرما، خشکی و آفات، نسبت به سایر گیاهان روغنی بیشتر مورد توجه است. مطالعه حاضر به منظور بررسی تحمل کم¬آبی شش ژنوتیپ گیاه کاملینا در سال 98-97 از نظر تعدادی صفت در آزمایش کشت بافت و گلخانه بررسی شد. در بخش مطالعات گلخانه که در قالب طرح بلوک کامل تصادفی انجام شد، نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین ژنوتیپ¬های مورد مطالعه و همچنین سطوح تنش از نظر صفات ارتفاع بوته، طول ریشه، وزن ریشه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت اختلاف معنی¬داری وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین ها نیز نشان داد که رقم سهیل بالاترین عملکرد دانه(033/3 گرم)را دارد. در آزمایش القاءکالوس و کشت کوتیلدون شش ژنوتیپ تحت تاثیر چهار سطح تیمار تنش کم آبی صفر، 20،10و 30 درصد با اعمال PEG6000 به صورت آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی قرار گرفتند. همچنین متغیرهای سرعت رشد کالوس، سرعت رشد نسبی کالوس و محتوای آب نسبی کالوس در شرایط تنش مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه آماری نشان داد که بین ژنوتیپ¬های مورد مطالعه در صفات بررسی شده تحت شرایط تنش و بین سطوح مختلف تنش اختلاف معنی¬داری وجود داشت. در بخش کشت بافت گیاهی رقم سهیل به علت دارا بودن محتوای آب نسبی کالوس(326/8 درصد)و سرعت رشد نسبی کالوس(290/4 درصد)بالاتر، در میان سایر ژنوتیپ¬ها به عنوان رقم با تحمل بالا به کم¬آبی شناخته شد. بنابراین رقم سهیل از نظر مطالعات مربوط به گلخانه و القاء کالوس به عنوان رقمی که به شرایط کم آبی حساسیت کمتری دارد معرفی می¬گردد.
-
مطالعه لاین های هاپلویید مضاعف شده کاملینا از نظر صفات مورفولوژیک،پروفایل اسیدهای چرب و مارکرهای مولکولی
سعیده شیری 1397 -
ارزیابی صفات زراعی- مورفولوژیکی در رگه¬های نوترکیب گندم دوروم(Triticum turgidum var. durum) تحت شرایط دیم
نگار آقائی 1397

