profile - پژوهشکده دانشگاه
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸگاه رازی
پردیس دانشگاه
حمید احمدی
استادیار / پژوهشکده های دانشگاه / مرتبط با دانشکده علوم اجتماعی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| ساختمان داده ها | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| طراحی کتابخانه دیجیتال | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 10:30-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تحلیل علم سنجی پژوهش های وب معنایی در علم اطلاعات و دانش شناسی: تحلیل هم رخدادی واژگان.
مهسا دوکانه ئی 1404 -
اثربخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی
مهدی رحیمی 1404هدف: هدف این پژوهش سنجش اثر بخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی دانشجویان دانشگاه رازی است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش شبه آزمایشی، از نوع طرح پژوهشی پیش آزمون و پس آزمون است. برای تعیین نمونه مورد نظر از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شده است و در سال 1404- 1403 از میان دانشجویان 32 نفر انتخاب شدند و با استفاده از گمارش تصادفی، یک گروه به عنوان گروه کنترل و یک گروه به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شده است. تعداد نمونه گروه کنترل 16 نفر و گروه آزمایش 16 نفر است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش توانایی دانشجویان در مقابله با جنگ شناختی داشته است. همچنین، تحلیل نتایج، تصویری پیچیدهتر را آشکار ساخت. این مداخله آموزشی بر پنج مولفه (جستجو، انتخاب، ارزیابی، درک و تولید محتوا) از شش مولفه سواد شبکههای اجتماعی تاثیر معناداری نداشت. در مقابل، تنها مولفهای که به طور معناداری تحت تاثیر آموزش قرار گرفت، بعد تعامل بود که نشاندهنده تغییر در رفتار اجتماعی کاربران در فضای مجازی است. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی، توانایی دانشجویان را در مقابله با جنگ شناختی به طور مثبت و معناداری افزایش داده است. با این حال، تحلیل جزئیتر مولفهها نشان داد که این تاثیر کلی، از بهبود مهارتهای شناختی مانند جستجو، ارزیابی یا درک محتوا نشات نمیگیرد، چرا که مداخله آموزشی بر این ابعاد بیتاثیر بود. در مقابل، تنها مولفه تعامل به شکل معناداری بهبود یافت. این یافته کلیدی بیانگر آن است که افزایش مقاومت دانشجویان در برابر جنگ شناختی، بیش از آنکه حاصل ارتقا توانایی تحلیل انتقادی محتوا باشد، ریشه در تغییر الگوهای رفتاری و تعاملات اجتماعی آنها در شبکههای اجتماعی داشته است. کلیدواژهها: جنگ شناختی، سواد شبکههای اجتماعی، آموزش سواد رسانهای، تولید محتوا، دانشجویان دانشگاه رازی چکیده هدف: هدف این پژوهش سنجش اثر بخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی دانشجویان دانشگاه رازی است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش شبه آزمایشی، از نوع طرح پژوهشی پیش آزمون و پس آزمون است. برای تعیین نمونه مورد نظر از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شده است و در سال 1404- 1403 از میان دانشجویان 32 نفر انتخاب شدند و با استفاده از گمارش تصادفی، یک گروه به عنوان گروه کنترل و یک گروه به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شده است. تعداد نمونه گروه کنترل 16 نفر و گروه آزمایش 16 نفر است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش توانایی دانشجویان در مقابله با جنگ شناختی داشته است. همچنین، تحلیل نتایج، تصویری پیچیدهتر را آشکار ساخت. این مداخله آموزشی بر پنج مولفه (جستجو، انتخاب، ارزیابی، درک و تولید محتوا) از شش مولفه سواد شبکههای اجتماعی تاثیر معناداری نداشت. در مقابل، تنها مولفهای که به طور معناداری تحت تاثیر آموزش قرار گرفت، بعد تعامل بود که نشاندهنده تغییر در رفتار اجتماعی کاربران در فضای مجازی است. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی، توانایی دانشجویان را در مقابله با جنگ شناختی به طور مثبت و معناداری افزایش داده است. با این حال، تحلیل جزئیتر مولفهها نشان داد که این تاثیر کلی، از بهبود مهارتهای شناختی مانند جستجو، ارزیابی یا درک محتوا نشات نمیگیرد، چرا که مداخله آموزشی بر این ابعاد بیتاثیر بود. در مقابل، تنها مولفه تعامل به شکل معناداری بهبود یافت. این یافته کلیدی بیانگر آن است که افزایش مقاومت دانشجویان در برابر جنگ شناختی، بیش از آنکه حاصل ارتقا توانایی تحلیل انتقادی محتوا باشد، ریشه در تغییر الگوهای رفتاری و تعاملات اجتماعی آنها در شبکههای اجتماعی داشته است. کلیدواژهها:
-
ترسیم ساختار مفهومی پژوهش های حوزه اقتصاد اطلاعات بر اساس تحلیل هم رخدادی واژگان
حدیث مرادی قشلاقی 1404 -
واکاوی چالش های توسعه ی دولت هوشمند در ایران
حسین دست بازمجرد 1404تحلیل محتوا و دلفی استفاده میشود
-
ارزیابی کتاب های درسی دانشگاهی فارسی حوزه ی علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس معیارهای مطلوب تدوین این کتاب.ها
عطیه عبدالملکی 1404چکیده: هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی کتابهای درسی دانشگاهی فارسی حوزهی علم اطلاعات و دانششناسی بر اساس معیارهای مطلوب تدوین این کتابها است. روششناسی پژوهش: پژوهش با روش کتابخانهای و تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار این پژوهش چکلیست ارزیابی کتابهای درسی دانشگاهی، برگرفته از یک پژوهش مرتبط است؛ که از بین تعداد زیادی پژوهش انجام شده؛ انتخاب شده است. این چکلیست شامل معیارهای ظاهری، نگارشی و محتوایی است که هرکدام شامل چندین مولفه هستند که جامعهی پژوهش طبق آن، بررسی شده است. جامعهی مورد بررسی در این پژوهش تمامی کتابهای منتشر شده، موجود و دردسترس از انتشارات سمت است که شامل تعداد 53 کتاب درسی دانشگاهی در حوزهی علم اطلاعات و دانششناسی است که با چکلیست انتخاب شده مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش: تحلیل و بررسی کتابهای درسی دانشگاهی رشتهی علم اطلاعات و دانششناسی از انتشارات سمت نشان داد که بهطور کلی، هر سه معیار ظاهری، نگارشی و محتوایی تا حدودی در این آثار رعایت شدهاند. با این حال، نگاهی دقیقتر به مولفههای درونی این سه معیار، نکاتی را روشن میکند که نیاز به توجه بیشتر و بازنگری دارد. برای مثال در میان مولفههای ظاهری، بیشترین امتیاز مربوط به تناسب قطع کتاب با حجم مطالب بود. این مساله نشان میدهد که ناشران بیشتر به جنبههای فنی و استانداردسازی ظاهری اثر توجه کردهاند؛ موضوعی که احتمالاً به دلیل اهمیت آن در فرآیند تولید و چاپ کتاب بوده است. در مقابل، مولفههایی همچون تناسب طراحی جلد با موضوع کتاب امتیاز پایینتری داشتهاند، که حاکی از آن است که جنبههای بصری و زیباییشناختی هنوز جایگاه تثبیتشده و حرفهای در این کتابها نیافتهاند. در مولفههای معیار نگارشی نیز مشاهده شد که اغلب کتابها در زمینهی رعایت قواعد زبانی و اصول نگارش عملکرد خوبی دارند؛ موضوعی که میتواند حاصل آشنایی نویسندگان با سبک علمی نگارش یا نقش موثر ویراستاران حرفهای باشد. با این حال، در بخشهایی که به اصالت و خلاقیت در سبک نگارش مربوط میشود، عملکرد کتابها ضعیفتر بود. اکثر آثار با زبانی یکنواخت و ساختاری مشابه نگاشته شدهاند، بدون آنکه تلاش آشکاری برای ایجاد لحن متمایز یا نوآوری در نحوهی بیان مطالب صورت گرفته باشد. در معیار محتوایی، بیشترین امتیاز مربوط به مولفهی ارزشیابی ناشر و تاریخ انتشار با در نظر گرفتن حوزه موضوعی بود؛ این نکته نشان میدهد که انتشارات سمت با دقت و تجربهی خود، سعی داشته محتوای کتابها را با نیازهای آموزشی زمان خود هماهنگ کند. در مقابل، مولفههایی مانند طرح سوالهای جدید و افقهای تازه در اثر کمترین امتیاز را دریافت کردند. این مساله نشان میدهد که محتوای اغلب کتابها هنوز تحت تاثیر ساختارهای سنتی آموزش قرار دارد و کمتر به نوآفرینی علمی یا تقویت تفکر انتقادی در مخاطب توجه شده است. نتیجهگیری: برآیند این پژوهش نشان میدهد که کتابهای درسی رشتهی علم اطلاعات و دانششناسی منتشرشده توسط انتشارات سمت، بهطور کلی از کیفیت مطلوبی برخوردارند. رعایت استانداردهای ظاهری و نگارشی در سطح قابل قبول، و همچنین ساختار منسجم محتوایی، این کتابها را به منابعی قابل اعتماد در محیط آموزش عالی تبدیل کرده است .با این حال، بررسی دقیقتر مولفهها حاکی از آن است که برخی مولفهها هنوز نیازمند توجه و ارتقاء جدی هستند؛ بهویژه در زمینههایی چون طراحی بصری، نوآوری در بیان مطالب، و ایجاد فضای فکری چالشبرانگیز برای خوانندگان. این موارد نهتنها به جذابتر شدن منابع آموزشی کمک میکنند، بلکه باعث ارتقاء تجربهی یادگیری و درگیر شدن بیشتر دانشجویان با محتوا میشود. نتایج این پژوهش میتواند برای مولفان، ناشران، و برنامهریزان آموزشی مفید واقع شود و بستری برای اصلاح، بازنگری، و تولید کتابهای درسی با کیفیت بالاتر در آینده را فراهم سازد. همچنین این مطالعه میتواند آغازی برای پژوهشهای گستردهتر در سایر رشتهها یا با رویکردهای تطبیقی باشد تا وضعیت منابع آموزشی در سطحی وسیعتر مورد ارزیابی قرار گیرد. کلیدواژهها: ارزیابی، کتابهای درسی، کتابهای درسی دانشگاهی، کتابهای درسی دانشگاهی فارسی، علم اطلاعات و دانششناسی، معیار، معیارهای مطلوب، انتشارات سمت
-
تحلیل هم واژگانی و ترسیم نقشه علمی تولیدات پژوهشگران ایرانی در زمینه بیماری لیشمانیا
بهاره پیرهوشیار 1404 -
بررسی رابطه سواد هوش مصنوعی با عملکرد شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کردستان
مهتاب ابراهیمی 1404هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه میان سواد هوش مصنوعی و عملکرد شغلی کتابداران کتابخانههای عمومی استان کردستان است. در این راستا، ابعاد مختلف عملکرد شغلی شامل عملکرد وظیفهای، عملکرد زمینهای و رفتار کاری ناسازگار مورد توجه قرار گرفت. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل ??? نفر از کتابداران کتابخانههای عمومی استان کردستان در سال ???? بود که بر اساس جدول مورگان، ??? نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد سواد هوش مصنوعی کندی (2023) و پرسشنامه استاندارد عملکرد شغلی کوپمانز و همکاران (2014) بود. دادهها با بهرهگیری از آزمونهای رگرسیون و t تکنمونهای تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد بین سواد هوش مصنوعی و عملکرد وظیفهای کتابداران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0?p). همچنین، بین سواد هوش مصنوعی و رفتار کاری ناسازگار نیز رابطه معنادار مشاهده شد؛ بهطوری که برخی ابعاد سواد هوش مصنوعی همچون «سواد داده، اطلاعات و توانایی حل مسئله» و «شایستگیهای شغلی» پیشبینیکننده افزایش رفتار ناسازگار، و بعد «حل مسئله» پیشبینیکننده کاهش آن بودند. در مقابل، رابطه بین سواد هوش مصنوعی و عملکرد زمینهای معنادار نبود. نتایج آزمون t تکنمونهای نیز نشان داد سطح سواد هوش مصنوعی و عملکرد شغلی کتابداران در حد متوسط رو به بالا است. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که ارتقای سواد هوش مصنوعی، بهویژه در حوزههایی نظیر سواد داده، اطلاعات و توانایی حل مسئله، نقش بسزایی در بهبود عملکرد وظیفهای کتابداران و کاهش رفتارهای کاری ناسازگار دارد. این امر میتواند به بهبود کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی در عصر تحول دیجیتال کمک کند. بنابراین، سرمایهگذاری در آموزشهای تخصصی مرتبط با هوش مصنوعی برای کتابداران ضروری به نظر میرسد و باعث ارتقای کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی خواهد شد. کلیدواژهها: سواد هوش مصنوعی، توانایی حل مسئله، سواد داده، عملکرد شغلی، کتابداران کتابخانههای عمومی استان کردستان
-
ترسیم ساختار فکری حوزه علوم تربیتی بر اساس تحلیل هم واژگانی در وبگاه علم طی سالیان 2000 تا 2021
زهرا کرمیان خواه 1404 -
شناسایی کاربردهای فناورانه اینترنت اشیاء در مدیریت زنجیره تامین شرکت های فعال در حوزه کشاورزی ایران
ایوب نظری 1403 -
ترسیم ساختار علمی بروندادهای حوزه تالاسمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس
مرضیه حسینی 1402چکیده چکیده: هدف از این پژوهش ترسیم ساختار علمی بروندادهای حوزه تالاسمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس با استفاده از تحلیلهای علمسنجی هست. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پژوهشهای کاربردی محسوب میشود و از فنون تحلیل شبکههای هم نویسندگی، تحلیل محتوای کمی - تحلیل هم رخدادی واژگان -، تحلیل هم استنادی برای پاسخگویی به قسمتهای مختلف سوالات پژوهش بهره گرفته است. دادههای موردنیاز ایـن پژوهـش از پایگاه استنادی وب آو ساینس در بازه زمانی ???? تا ???? و تعداد ??? هزار رکورد استخراج شد و محدود به مقاله، مقالات مروری و مقاله کنفرانسی محدود و در فیلد موضوع جستجو شد، و جامعه آماری پژوهش تمامی مدارک تولید شده در حوزه تالاسمی، نمایه شده در پایگاه وب آوساینس است و با استفاده از نرمافزارهای وس ویور و اکسل تحلیل صورت گرفت. یافتهها: نتایج نشان میدهند که تالاسمی بهعنوان یک مسئله بهداشتی جهانی، توجه گستردهای از جامعه علمی دریافت کرده و کلیدواژههایی مانند "کمخونی"، "آهن"، و "کودکان"، "خطر"، "هماتولوژی"، "بیماری"، " پیشگیری"، "درمان" در مطالعات تالاسمی برجسته بودهاند. پژوهشگران برتر مانند "ژانگ یی" و "وانگ یی"، "لی، یی" و موسساتی مانند دانشگاه هاروارد، کلینیک مایو، دانشگاه جانز هاپکینز بهعنوان پیشروان در این حوزه شناخته شدهاند. کشورهایی مانند آمریکا، چین، و ایتالیا در تحقیقات تالاسمی پیشتاز هستند. همچنین، مقالات پر استناد مانند کارهای "وایس، جی" و "نمت، ای" و" مقاله? سینگ، ای کی و در تحلیل شناسایی مجلات که بیشترین مدارک پراستناد حوزه تالاسمی را منتشر کردهاند اولین مجله، "مجله خون"، دومین مجله، " مجله پزشکی نیوانگلند" مجله بعدی " مجله بریتانیایی هماتولوژی" نویسندگان پر استناد مانند "سازمان بهداشت جهانی" و "گانز، تی" و "مکدوگال، آی سی" نشاندهنده نقش کلیدی آنها در تحقیقات تالاسمی هستند. این تحلیلها به شناسایی رهبران علمی، تمرکزهای تحقیقاتی، و شبکههای همکاری کمک کرده و در شکلگیری سیاستها و راهبردهای آینده موثرند. نتیجهگیری: نتیجهگیری این پژوهش از تحلیل دادههای گسترده در حوزه تالاسمی بیانگر این است که این بیماری بهعنوان یک چالش بهداشتی جهانی، محور اصلی توجه گسترده و مداوم در جامعه علمی بوده است. با تحلیل عمیق دادهها، پژوهشگران، موسسات و کشورهای پیشرو در این زمینه شناسایی شدهاند که نشاندهنده الگوهای همکاری و تمرکزهای تحقیقاتی مشخص در سطح جهانی است. همچنین، تحلیل مقالات و نویسندگان پر استناد، بیانگر نقش کلیدی و محوری این فعالان در تولید و اشاعه دانش مربوط به تالاسمی است. این یافتهها نهتنها به تحلیل و درک بهتر جریانات علمی در حوزه تالاسمی کمک میکنند، بلکه ارزشمندی خود را در شکلگیری و هدایت سیاستها و راهبردهای آیندهپژوهشی در این حوزه به اثبات میرسانند.

